naz.JPG

(قله ناز)

باد

بر دوش کوه که می وزید

آن همه انتظار مرگ آور را 

در قفای مهی غلیظ پوشاند

و خبر از آرامش آئینه ها

و خبر از راهی پر نور میان باد و خاک اورد

سهم گریه اش را 

در ناز کای هیجانی گلگون پوشاند

 او و دل شنگ و نا ارامش

میزبان آن همه مخمل

وهجوم بی محابا ی تشویش شدند

از آنهمه نبض پر طپش ستاره ها

در راه شیری صعود به آسمان

از ان همه هماغوشی پر از خاک و بنفشه

فقط یک دنیا بوی گل را به یاد داشت

و فقط زمزمه میکرد چقدر مهربان ، چقدر مهربان

می گفت :

پریزاده ای از آسمان آمد و یکدم

فقط یکدم

مرا به ضیافت نور برد.

/ 24 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرنيان ماه

آره کاش می شد يه لحظه از اين همه فشارهای زندگی پناه می برديم به پريزاده ای که از آسمون اومده .. فقط يه لحظه آرامش غنيمته اينطور نيست ؟

خانم ثابتی

خيلی سعی کردم از ميان توصيف ها به تصوير منسجم و به عمق مضمون شعر تو دست پيداکنم. اما موفق نشدم. شايد برای اينکه تصوير ها بيشتر توصيف شده اند و نه روايت. و در ضمن هر سطر ، سطر قبلی را تقویت نمی کند. یک گسست بین آنها وجود دارد. لحظه سرودن شعر در تو اتفاق افتاده ، اما لذت باز تولید آن در ذهن مخاطبی مثل من اتفاق نمی افتد. موفق باشی و همیشه شاعر.

مصطفا

يه لحظه هم يه لحظه است واسه خودش.. آره...بازی اشکنک داره...بسته به نوعش مقدارش فرق ميکنه... شاد باشی..اميدوارم به زودی ببينمت

مزدک موسوی

سلام ديدار دوستانی از قبيل خانم ثابتی و خانم تقيانپور در وبلاگتان به خودی خود نشانگر حرفی است که بايد خوانده شود! شعر دارای بار مضمونی خوب و شايد قوي ای بود. ولی زبان نتوانسته هم پای مضمون طی طريق کند. شايد از همين روست که خانم ثابتی نتوانسته راهی به مضمون شعر بيابد. سبک نوشتاری شما متن را بيشتر به نوشته ای شعر گونه بدل ساخته. هر چند در قدرت قلم شما شکی نمی توان کرد ولی شايد با مطالعه ي بيشتر اين ضعف تاليف (بعنوان یک شعر) قطعا بر طرف خواهد شد. بر فراز بمانيد.

رضاکاظمی

قله بااين که اسمش نازه وپرازنرمی وانحناولی منومی ترسونه.فکرکنم به خاطراون آسمون وحشتناک وگرفته س که هرلحظه امکان آوارشدنش ميره.درموردنوشته ت :نمی تونم به خودم بقبولونم که دارم يه شعرمی خونم.ازدقايق شعری خالی نيست وازتصويروخيال.اما يه پای قضيه می لنگه.يه جورايی ساختارنداره.ازفرم محکم ويک پارچه اي برخوردارنيست.وقتی می خونم احساس ميکنم ازکلمه وحرف ومعناپربودی وفقط پی کاغذوقلمی که اوناروبریزی به جونش.درکل ازخوندنش بدون لذت دورنمی شم وازش خداحافظی نمی کنم.پیروزباشی.بهترین هاروازت می خوام.نه من که همه.

مهدی ترابی

سلام چه عکس زيبايی مرا به ضيافت نور برد. برايم زيبا بود ولی چگونه رفتن هم مهم است ! ممنونم از ويرايش وبلاگ.

دريا

سلام امدم که گمان نبری نيامدنم يعنی...

دريا

سلام من به روزم راستی يادم رفت

پرنيان ماه

sallam aval valentine mobarak dovom fekr konam salroze tavalodeton bashe doroste ? pas on ham mobarak