دیگر تو شعر نیستی!

روبرویت می نشینم

برق نگاههایت شبم را روز می کند

و سکوتی که بالا می بردم

تا ستاره های سو سو زن که

ماه را در میانه گرفته اند

بازهم خلسه ای که از تماشای تو دچار می شوم

میان رویاها تا چشمه های جوشان تنت

و زلالی که از آن زندگی می نوشم

اینست معنای زندگی

با تو بودن

.

/ 22 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرنيان ماه

و زلالی که از آن زندگی می نوشم اينست معنای زندگی ببا تو بودن . بسیار عالی

elli

به نظر تو معنای زندگی بودن با چه کسی است؟ عشق يا معشوق؟

.

معنای زندگی ات بماند برايت! زندگی بدون معنا سخت است. هر معنايی....

شبنم (کودکانه)

نبودنت شد با تو بودن ! ******************* به اين نبودن عادت نميشه کرد .....

رکانا

یاد صعود های شبانه ی کوه افتادم

سحر

سلام تنهائی عزيز.نيستی؟ دوست داشتم بهم سر بزنيو نظرای خوبتو بگی. خوشحال ميشم

ماهنوش

آمدي بر بی ستاره آسمان دنيای حقير من ستاره يی شد هر شعرت ستاره ها روزتی به جهان ديگرند فروغ نيز چون من زمانی اسیر بود سرافراز باشي

چه اهمیتی داره!

اهل تحسین و تمجید نیستم و اکثرا انقاد !!! اما وبلاگ ساده , خودمونی , و قشنگی دارین فقط یه خرده کوچولو (سایت پرشین بلاگ با آدزس www.persianblog.ir باز هم اینجا خواهم بود