جمعه بود

با صدای شلیک هفده گلوله

و خواب شیرین ژاله را آشفت

برای آنکه می پنداشت

درخت را

از خون، بباید سیراب کرد

اینک

 درخت با خون سیراب

میوه های نا همگون

آورده است

در جمعه

/ 2 نظر / 10 بازدید
مهرشاد

بارانک ! مرسی که بهم سرزدی.اما بی نام چرا تو که اسم به اين خوشگلی داری .متنت فوق العاده بود .جدا محتوای سنگين سياسی توشه که به زيبا ترين وجه بيان شده .اگه ممکنه نوسندشو بگو .

پرنيان ماه

سلام سبک نوشته هات تغيير کرده اما من نوشته های قبلی رو بيشتر دوست دارم در اون نوشته ها مثل اين بود که ديگران رو هم توی حس هات شريک می کردی..