مثل اون کوه بلند سر جایی، 

من هم عین ابرها دورت می گردم

مثل اون پرنده ،تو اوج

همنشین تنهایی هات می شم

هم صدای ترانه هات ،همدم تنهایی هات،

اون قدر بالا می رم تا سایه ام رو نوک قله ات

بالای سرت باشه،

واسه ات ابر می شم ،

تو بهم اخم کنی، تَخم کنی

من ام از غصه آب می شم

بارون می شم رو تن تو  ستاره بارون می کنم

برف می شم، لباس سفید تن ات می شم

جوی می شم ، خاک تو سیراب می کنم

رو تن ات زنبق می شم ، لاله می شم ، گل در میاری

تو بهم می خندی ،من هم از کرده ی خود شاد می شم

عین یه بچه رو تن ات خط می کشم

کژ می کشم

خودمو هک می کنم، یادگاری رو تن ات

تو مثل اون کوه بلندی ، که سرش بالای ابر ها ست

منم از غصه اب می شم

جوی می شم ، خاک تو سیراب می کنم.

/ 1 نظر / 13 بازدید
پرنيان ماه

زيبا بود ؛ خودت گفتی ؟ می خواستم یه پیشنهاد بدم : نوشته های عاشقانه تو خیلی زیباست ؛مثل همیشه اما چند مدته که در زمینه های دیگه مطلبی ننوشتی مطالب گذشته ات حاکی از اونه که تو در زمینه های دیگه هم زیبا می نویسی البته جسارت من رو ببخش چون این وبلاگ متعلق به خودته و هر چی که بخوای می تونی بنویسی و اصلاْ به کسی مربوط نیست