حقیقی و وهم آلود

همچون منظر پشت پنجره قطارهای سریع

با خط آهنی مه آلود

وچون دستم را می گیری

چونان ریگی نرم

از میان انگشتانم می خزی

هان معشوق من که از ابر هستی

آیا روزی چون باران نخواهی بارید؟

/ 5 نظر / 36 بازدید
رضا کاظمی

مرسی ابراهیم... بعضی وقتا شگفت زده م می کنی... مرسی

مهدی

سلام دوست عزیز از مطالبتان استفاده کردم ممنونم خیلی خوب بود لطفا به وبلاگ من سر بزنید و حتما نظر بزارید تشکر منتظرم

بی شرف

آیا روزی چون باران نخواهی بارید ؟[دلشکسته] واقعا لذت بردم ممنونم با اجازه لینکتون کردم [بازنده]

raingirl

قشنگ بود[گل] سشنبه چرا تلخ و بی حوصله؟ سشنبه چرا این همه فاصله؟ سشنبه چه سنگین چه سرسخت فرسخ به فرسخ سشنبه خدا کوه را آفرید[لبخند]