شامگاهان

تا معبد نگاهت

راهی نمانده بود

افسوس

زمین

باز هم چرخید

 

/ 15 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کارگاه نمدمالی

این بارمعبدش راسفت بچسبید.زمین هی درحال چرخش وتکان تکان است ازدستتان درنرود بیفتدو...گم! سربزنیدپدرجان: جمعه 18 ربیع الثانی - 1287 اوضاع قمر در عقرب شده است . باید فکری به حال تخت مان بکنیم . گویا پایه هایش لق می زند ، هنگام نشستن می لرزاندمان ، تو گویی بر سیاق آینده روی ویبره (!) قرار گرفته است . پدرسوخته ها چه ابزاری خواهند ساخت ! بگذاریم و بگذریم. فی الحال باید در اندیشه ی حفظ تخت و کاخ ریاست ج...، ریاستمان باشیم.

جان جاودان است... و از یک زندگی به زندگی دیگر رهسپار. هر جان به دیگری یاری می رساند تا تقدیرش را به سرانجام برساند. کسانی که در طول زندگی با آنها روبرو می شویم هیچوقت زاییده تصادف نیستند.

صدای سکوت

چیزی نمانده بود... چقدر زیبا نوشتی فرصتی بود سر بزن شاد باشی

شبنم.م (کودکانه)

سلام ! خوبین ؟ کم پیدایین.... شعر زیباییه ! اومدم که بگم بعد از مدتها تاخیر به روزم و خوشحال میشم بهم سر بزنین :)

آناهید

بله زمین می چرخه اما سریعتر از اون آدم ها رنگ عوض می کنن

الهه شرقی

هر دارو که علاج بود در خانه داشتم اما تنم در باد به تماشای غزلهای آخر می رفت امروز را بی تو خفتم فردا که خاک را به باد بسپارند تو را یافته ام مگر تو نسیم ابر بودی که تو را در باران گم کردم ؟ / احمدرضا احمدی / ========= [گل]

مصطفی

دیروز کودکی.... در امتداد کوچه های پر از بیکسی این شهر شلوغ..... دست تمنایی به سویم دراز کرد..... خالی تر از تمامی آرزوهای کودکانه.... دنیا عوض شده است..... کودکان به دنبال نان اند و ما به دنبال عشق!!!

مانی

سلام نمي دونم من رو يادتون مياد يا نه [ناراحت] ماني هستم از بچه هاي همون وبلاگ azadi2azadi بسختي تونستم ادرستونو پيدا كنم چون از وب هاي دوست قديمي بوديد و انصاف نبود بدون اطلاع دادن شروع كنم . سر بهم بزن خيلي خوشحال مي شم قطعا . راستي تا يادم نرفته بگم تبادل لينك هم شديدا تمايل دارم باهات داشته باشم [گل] ================== و اما متنت . هر سه تا شعري كه الان خوندم قشنگ بود ولي اين يكي زيبا تر بود [قلب] چرخش زمين و وصفش تا رسيدن به واقعا بي نظير بود . هنوزم هم رويايي مي نويسيد [دست]