(برای یک سالگی تو)

 

روزی ما دوباره کبوتر های مان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دستِ زیبائی را خواهد گرفت.

روزی که کمترین سرود

بوسه است

و هر انسان

برایِ هر انسان

برادری ست.

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل

افسانه ئی ست

و قلب

برایِ زنده گی بس است.

روزی که معنایِ هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر ِ آخرین حرف دنبالِ سخن نگردی.

روزی که آهنگ ِ هر حرف ، زندگی ست

تا من به خاطر ِ آخرین شعر رنج ِ جست و جویِ قافیه نبرم.

روزی که هر لب ترانه ئی ست

تا کمترین سرود ، بوسه باشد.

روزی که تو بیائی ، برای همیشه بیائی

و مهربانی با زیبائی یک سان شود

روزی که ما دوباره برای ِ کبوتر های مان دانه بریزیم

ومن آن روز را انتظار می کشم

حتا روزی

که دیگر

نباشم.

(شاملو)