دیوارها

 لبخند تو را از لب ها بردند

برای همیشه

و شمعدانی ها خاموش

و باران ها 

 گلهای قالی را سیراب کردند

زمین تو راسپید پوش

 به میهمانی سوسن ها برد

و تو رو به غروب

 به حجله زمین خوابیدی  

در خاک سرد

اوارها ماندند

برای همیشه