یک نفر می آد که من منتظر دیدنش ام

یک نفر می آد که من تشنه ی بوییدنش ام

خالی ی سفره مون و پر از شقایق می کنه

واسه موج های سیا، دست ها رو قایق می کنه

مث یک معجزه اسمش تو کتاب ها اومده

تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

.

(همیشه غایب-شهیار قنبری)