سلام

ما همه شادیم

حتی شمعدانی ها ی

کنار حوض

در گوش ماهی ها

گفتند

تو آمده ای

 

 


       

برای همه مردان کوه کن سرزمینم!

مرد

مرد در تلاش از ستيغ كوه، به روز

مرد کوهکن

در دلش هزار راز

به کوه می گوید

با صدای تیشه اش.

مردخسته از تلاش روز به شب،

با زن

 

زن خفته دربالش سپيد روز

غرق در بستر سياه شب ،به شب

در دلش هزار خواسته

به مرد مي گويد

.

.

.

(این سه خط سانسور شد بخاطر احترام به بعضی ها)

 فرهاد خوشا به حالت که شیرینت غم ... نداشت

 


       

تن تو 

خاک عریان همه گندم زار ان 

دیدگانم جاری دشت ها

همه باران ها

نان سفره مان

با اتش دوزخ!

محیا می شود.


       

وقتهایی هست که دلت می گیره آرزو می کنی کاش یه کوه بود که می گرفتی و ازش می رفتی بالا . تا ته همه رسیدن ها. نردبانی که می بردت به رویاهات .بالای ابر ها می رفتی به روزهای کودکی می رفتی کنار حوض پر ماهی زیر در خت انار دراز میکشیدی  و زل می زدی از لای شاخه های سبز و گلهای سرخ ش  به اسمون آبی خدا . بعضی وقتها یاداوری کردن چیزهایی که الان داری و بدست اوردی و در برابرش چه چیزهایی که ازدست دادی تلنگر سنگینی بهت می زنه . خودت رو می فروشی به چند تا پول سیاه که جز درد سر چیزی نداره . یه آسمون پر از پولک و ستاره یه دنیا پر از بوی گوجه سبز تازه . که لابلاش پر از گلهای محمدی پر پر شده است . یاد همه کسانی می افتی که دیگه نیستن می ری تو ده سالگی . می ری تو دنیای کوچه های خاکی با دیوارهای کاهگلی . می رسی به اونجایی که همه چی رو اونجا گم کردی . بو که می کنی این بار از کوچه هاش بوی بلوغ می یاد . همون که ما رو از هم جدا کرد . پسرها با پسرها- دخترا با دخترا....


       

تو هم شبیه دیگران هستی

شیفته ی پرواز

اما هیچ کس شبیه تو نیست

آن ها هیچ کدام

بال ندارند...

(واهه آرمن)


       

صعود قله کهار(نفر اول خودمم)

تمام سکوت و سرود ت

بر شانه ها یم

حس زیستن دارند.

سپید پوش باران ؛

پیراهنت را بگشای

باز هم با رویایت می خوابم