یک نفر می آد که من منتظر دیدنش ام
یک نفر می آد که من تشنه ی بوییدنش ام
خالی ی سفره مون و پر از شقایق می کنه
واسه موج های سیا، دست ها رو قایق می کنه
مث یک معجزه اسمش تو کتاب ها اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده
.
(همیشه غایب-شهیار قنبری)
حقیقی و وهم آلود
همچون منظر پشت پنجره قطارهای سریع
با خط آهنی مه آلود
وچون دستم را می گیری
چونان ریگی نرم
از میان انگشتانم می خزی
هان معشوق من که از ابر هستی
آیا روزی چون باران نخواهی بارید؟
نه!
پاییز هم اگر بیایید
تو با این همه رنگ
روسپید نمی شوی!
بستنی با طعم مهربون
در یخچال بستنی رو که بلند می کنم ؛سرماش می زنه تو صورتم .تاکمر خم میشم توش پر انواع و اقسام بستنی هاست ، از مگنوم و سالار و بستنی با طعم الوجه گرفته تا دایتی و مغز بادوم ،اونقدر که مخم سوت می کشه ، بهم می گه زود تر انتخاب کن در یخچال رو ببند ، هنوز مرددم همه اون ها رو امتحان کردم ، دنبال یه عطر و طعم جدیدم ، چه می دونم مثلاُ بستنی با کرم و کارامل با طعم گذشت یا چه می دونم همین شکلاتی با طعم میوه و مهربون، چه اشکالی داره باید بخواهی تا که بوجود بیاد ، فروشنده می گه می تونم کمکتون کنم ؟ می گم اره دوتا بستنی شکلاتی می خوام با طعم میوه و مهربون ، خیلی جدی نگام می کنه و می گه نداریم ، می گم پس بی زحمت همون شکلاتی باشه با طعم مهربون . دست می کنه تو یخچال و دوتا بستنی با رویه شکلاتی با مغز بادوم بهم می ده ، اثری از مهربونی روش نیست . دوست ندارم یکیشو با یه بطری اب معدنی حساب میکنم راهمو میکشم توی ماشین ،ترجیح می دم بطری اب رو که جای بستنی گرفتم رو یه جا سر بکشم. بهش می گم اگه ته اب رو برات نگه دارم از بستنی ات بهم می دی ؟ . اب رو که بهش می دم لب و لوچه شو میلیسه و ته بستنی شو بهم میده . چه قدر خوشمزه است همون مزه ای رو داره که می خواستم با طعم میوه و مهربون

